كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

270

ده سفرنامه ( فارسى )

در هر مسابقه معمولا اسبان شاه برنده اعلام مىشدند . معمولا در كشورى كه اوضاع آن هر لحظه ممكن است دستخوش تغيير و تحول گردد هركس خود را آماده مىكند كه در اولين فرصت جان خود را از مهلكه نجات دهد به‌همين دليل هم بيشتر اسبها را عادت مىدهند كه حداقل براى يك شبانه‌روز به حال يورتمه حركت نمايند معمولا به اسبهايى كه عليق و علوفه زياد خورانده مىشود به علت فربهى زياد نمىتوانند در چنين پيش‌آمدهايى سوار خود را به مقصد برسانند و به‌همين خاطر هم شاه تعدادى از اسبان خود را به روش سوغان پرورش مىدهد مىگويند پس از مرگ عمويش ، آغا محمد خان پس از آنكه حاجى ابراهيم خان ( صدراعظم سابق ) او را براى جلوس بر اريكه سلطنت فراخواند او مسافت بين شيراز و تهران را كه پانصد مايل بود در مدت شش روز طى كرد . در حين انجام مسابقات شاه مجرى برنامه‌ها را نزد سفير فرستاد و او را به چادر خود دعوت نمود ما پس از آنكه از اسب‌هايمان پياده شديم به اتفاق صدراعظم و امين الدوله به حضور شاه شرفياب شديم و همانطورى كه جلو مىرفتيم حسب المعمول تعظيم مىنموديم وقتى كه به بيست قدمى شاه رسيديم ايستاديم و براى آخرين بار سرفرود آورديم . شاه بر روى يك صندلى درون چادر نشسته بود چادر مخصوصى با پارچه‌هاى زرباف آستردوزىشده و چند آينه نيز در گوشه‌هاى آن كار گذاشته بودند صندلى شاه با انواع و اقسام گل‌بوته با طلا تذهيب‌كارى شده ، و در كنار آرنج شاه يك گلدان پر از گل و در سمت بازوى ديگرش شيشه‌اى پر از گلاب ديده مىشد در گوشه‌اى از چادر فرشى از مخمل با تاروپود طلايى گسترده شده و يك مخده مرواريددوزىشده نيز بر روى آن گذاشته بودند شاه ملبس به لباس سوارى ، يك كت مخمل ارغوانىرنگ تنگ و چسبان مرواريدنشان در بر ، يك كلاه پوستى بر سر ، و يك